احساس می کنم مشغول شدنم به "گوگل ریدر" ، مرا حسابی از دوستان و مخاطبان وبلاگیم دور کرده است . خوب ، طبیعتاً من نشانیهای همه دوستان را در "گودر" ( مخفف همان گوگل ریدر) وارد می کنم و به محض به روز شدن وبلاگهای دوستان ، با خبر می شوم و از نوشته هاشان بهره مند می شوم . این یک امتیاز بزرگ بخصوص در زمانه ای است که زمان در آن ، بسیار ارزشمند است و کم ارزشتر از طلا نیست . اما اشکال کار اینجاست که دیگر ، دوستانم نقطه نظرات مرا در پای نوشته هایشان نمی بینند ، از خوش آمدنها و بد آمدنهای من ، از نقدهای مثبت و انتقادهای منفی من با خبر نمی شوند ، حتی از واکنشهای دیگر دوستانی که به نقد و انتقادها ، نقد و انتقادهایی را وارد می کنند بی خبر می مانند . در نتیجه ، تعامل طبیعی رایجی که شاید یکی از دلایل نوشتنهای ما و آنها در وبلاگ است ایجاد نمی شود و اگر ایجاد شده است از دست می رود .

این اتفاق حتی برای نوشته های خود ما  نیز می افتد و ممکن است روزها بگذرد تا از نقد و نظر دوستی به نوشته مان  باخبر شویم و شاید او ، روزها به وبلاگمان سر زده تا واکنش ما را به نقد و نظرش بخواند اما با سکوت با معنا یا بی معنی ما مواجه شده باشد . به نظر من ، این اتفاقات در کنار مزایای زیاد گودر ، روند خوشایندی نیست و موجب می شود و موجب شده است تا روز به روز ، وبلاگها سردتر و بی روحتر شوند و مراجعه ها به آنها کمتر و کمتر شود و بازدید کنندگان ، بر خلاف شور و اشتیاق گذشته ، میل و رغبت کمتری برای سر زدنها و جست و جوهایشان داشته باشند.

دو اشکال دیگر هم در این زمینه وجود دارد :

اول - نوت (note) ها یا همان نکته ها و یادداشتهای کوتاهی است که گاهی ما در گودر می نویسیم ؛ نوشته هایی که گاهی به مثابه کامنت و نظر در پای وبلاگها محسوب می شود و گاهی دلنوشته ها و احساسات آنی یا دائمی ما نسبت به موضوعاتی است که فکر و دل ما را مشغول کرده اند . این نکته ها ، از مواردی است که مطلقاً خوانندگان و مخاطبان وبلاگهایمان از آنها با خبر نمی شوند و طبیعتاً نمی توانند در باره آنها اظهار نظر کنند یا خوشامد یا بدآمد خود را از آنها ابراز کنند . در حالی که این نوشته ها را فقط کسانی که پیگیر ثبت شده (follower) ما در گودر هستند می خوانند و بس .

دوم - یکی از مزایای مهم وبلاگها و سایتها ، انتشار آنها به گونه ای است که از سوی موتورهای جست و جو ، قابلیت  دریافت و مطالعه پیدا می کند و می تواند برای مصارف تحقیقاتی و پژوهشی مورد استفاده قرار گیرد به گونه ای که با سرچ (search) کردن کلمه یا کلمات کلیدی آنها در این موتورها ، به مطلب مورد نظر رسید . تا آنجا که می دانم نکته ها و یادداشتهای منتشره در گودر ، از چنین امکانی محرومند و جست و جوها منحصر و محدود به همان دایره فید(feed) های بازنشر داده شده معیّن برای هر کاربر است و بس . گاهی برخی از این نکته ها و نظرات و یادداشتهای کوتاه و بلند ، در تحلیل یک موضوع یا یک مطلب بی اندازه تأثیر گذار است اما  جست و جو گران موتورها از آن محرومند و کدهای اینچنینی را برای تحلیل ، از دست می دهند .

***

آنچه آمد فقط به عنوان طرح موضوعی بود که احساس می کردم عنوان کردنش ضروری است و حتی کمی هم دیر است . ممکن است برخی از امکانات گودر از نظر من ، دور مانده باشد ؛ امکاناتی که اشکالات فوق را مرتفع می کند . اما حتی اگر اشکالات فنی فوق ، با تنظیمات گودر حل شدنی باشند ، قطع ارتباط متنی و عاطفی ما با مخاطبانمان و تأثیر منفی آن در کل جریان وبلاگ نویسی فکر نمی کنم حل بشود .

به همین دلیل ، از دوستانم بخصوص از اهالی گودر می خواهم در کند و کاو این موضوع ، کمک کنند و نظراتشان را حتما بنویسند و اگر لازم است تصمیمی جمعی بگیریم که مثلاً حتی نوت ها و نکته هایمان را هم در وبلاگ منتشر کنیم ، این کار را انجام دهیم .

من شخصاً تصمیم دارم برخی از نوت ها و نکته هایی که در گودر نوشته ام و با نظر لطف دوستان یا نقد و نظرهای مثبت و منفی آنان مواجه شده است در یک یا چند روزنوشت (پست ) وبلاگی بازنشرشان دهم و از دیگر دوستان هم می خواهم این کار را برای موارد قبلی خود انجام دهند .

دو سه نکته ای را هم که در روزنوشتهای قبلی آورده بودم ، برای تأکید و توجه مجدد دوستان ذکر می کنم :

- برای یک یا چند بازی وبلاگی خاطره انگیز و البته غنی ،  برای ایام طولانی کسادی کار در نوروز فکر اساسی بکنیم !

- از تأیید کردن کامنتهایی که صرفاً به تبلیغ وبلاگ دوستان اختصاص دارد و از وبلاگ ما به عنوان ابزار استفاده می شود ، خودداری خواهم کرد .

سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

حتما آن داستان معروف شخصی که ادعای پیغمبری کرد را و درخواست آمدن درخت به پیش او و ضایع شدن و سر آخر عبارت تاریخی "پیغمبران را تکلفی نیست" و رفتن خودش به خدمت حضرت درخت و این چیزها را شنیده اید دیگر !

خوب ، راستش ما ماههاست که در ماجرای راه اندازی یک وبلاگ جدید در محیط وردپرس هستیم و دوست عزیزی که زحمت این کار را می کشد تلاشهایی داشته است و اما هر چند مدت یک بار این کار به خنسی می خورد و ما نمی دانیم که اشکال کار در کجاست .

در هر صورت همان طور که از برخی کامنتهای مطلب "آخرین نوشته" بر می آید ، وبلاگ جدید ما را بسیاری از دوستان نمی توانستند و نمی توانند باز کنند . خود من که معمولا از اینترنت ماهواره ای کیهان و پر سرعت ایرنا هم استفاده می کنم معمولا موفق به باز کردن آن نمی شوم چه برسد به برادر عادلی که با خوش خیالی هر چه تمامتر فکر می کند از شهر کوچکی چون دورود لرستان هم می تواند خودش را به‌ آب و آتش بزند !

لذا تا اطلاع ثانوی ، همین وبلاگ آب و آتش خودمان برقرار است و ما دست از سر آن بر نمی داریم و شاید پرشین بلاگ دست از سر ما بر نمی دارد . شاید هم خداوند نمی خواهد برکت شروع وبلاگ نویسی  از جوار حرم مطهر رسول الله "ص" و با پرشین بلاگ به همین راحتی از دست برود .

در این هفت هشت روز برای چند ساعتی امکان ورود به آب و آتش جدید فراهم شد ، بنابر این اگر تا رفع مشکل امکان به روز کردن آن هم وجود داشته باشد ، هر دو وبلاگ را با هم و مانند هم به روز خواهم کرد تا بعد ببینیم چه سرنوشتی برای آن مقدر خواهد شد ، اما هر چه باشد من وبلاگ نویسی را رها نخواهم کرد و الان هم افسوس می خورم که در این پیچ و تابهای این روزها ، مشکل پیش آمده فرصت نوشتن را از من گرفت .

دوستانی که به هر طریق امکان کمک به من و حل مشکل دارند نیز می توانند داوطلب شوند و ما هم از خجالتشان در خواهیم آمد .

پس تا اطلاع ثانوی چراغ این خانه روشن خواهد ماند هر چند اگر توانستیم فانوس آن خانه را هم روشن می کنیم .

 

جمعه ٩ امرداد ۱۳۸۸ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

روز اولی که با یاهو ۳۶۰ شروع کردم٬‌فکر نمی کردم وبلاگ یاهو ۳۶۰ را شروع می کنم و ادامه می دهم و دوستان خوب و همفکر زیادی پیدا می کنم. بعد که شیرینی این کار زیر زبان دلم رفت به فکر راه انداختن وبلاگ شخصی افتادم. با صادق غفرانی و چند نفر دیگر از دوستان خوبم هم مشورت کردم و آنها هم راهنمایی های خوبی کردند٬ اما کار را به بعد از برگشتن از سفر حج موکول کردم . اما...

در این سفر دوستان خوب و همراهی چون حامد حجتی ٬‌محمد خامه یار٬ محمد جواد محسن زاده ٬ محمد امین محمد لو و ... که اکثرا خودشان هم وبلاگ داشتند یا همانجا راه انداختند٬ مرا تشویق کردند که استارت کار را از همان سرزمین مقدس بزنم .و زدم .

آنچه در ایران برای خودم ترسیم کرده بودم ٬ چیزی شبیه همان ستون « گزیده اندیشه ها» بود که سالها در کیهان متولی آن بودم و در آن بخشهایی از آثار برتر مکتوب را در زمینه های ادبی ٬ سیاسی ٬ اجتماعی ٬‌فرهنگی و ... از کسانی چون امام خمینی‌٬ دکتر شریعتی ٬ شهید مطهری ٬‌شهید آوینی٬‌جلال آل احمد ٬‌استاد محمد رضا حکیمی ٬ قیصر امین پور ٬ سید حسن حسینی و ... انتخاب می کردم و در آنجا با ذکر ماخذ می آوردم.

حوادث تلخ و شیرین حج مرا به نوعی خاطره نویسی کشاند و در ایران هم انتخابهایم را با نوعی مقدمه خاطره گونه درج می کردم که ظاهرا این کار به گواهی نظرات داده شده جذابیت کار را بیشتر کرده بود. اما مناسبتهای زمانی مرا وامی داشت که گاهی از قلم خودم هم استفاده کنم و نظرات خودم را هم بنویسم و این البته برای دل خودم خوب بود اما با آن هدفی که برای این وبلاگ در نظر گرفته بودم فاصله داشت .

از سوی دیگر بسیاری از دوستان نسبت به طولانی بودن بعضی قسمت ها گلایه داشتند. من شاید این گلایه را بشنوم اما فکر می کنم این فضای مجازی جایی برای خود سانسوری و کم گذاشتن نیست . شاید در روزنامه به اقتضای فضای محدود و رعایت دیگر خبرها و مقاله ها خلاصه نویسی یک اصل مهم باشد که هست ٬ اما در اینجا دیگر نمی پسندم که خودم را از نوشتن آنچه می خواهم محروم کنم . بله این اصل کلی  روزنامه نویسی را قبول دارم که «تعداد خوانندگان یک نوشته  ٬ نسبت معکوسی با حجم آن نوشته دارد» اما برای من نوعی  ٬ تعداد خواننده هدف اصلی نیست . من حرفهایم را می نویسم و البته خوشحال می شوم که کسان بیشتر و پر شمارتری نوشته هایم را بخوانند ٬ اما فکر نمی کنم که برای اینکه بیشتر بخوانند ٬ کم کاری و کم نویسی کنم !

همچنین برخی از دوستان معتقدند که هر روز نویسی شاید خیلی مطلوب نباشد چرا که همه هر روز به اینترنت دسترسی ندارند یا فرصت چک کردن وبلاگها را در هر روز پیدا نمی کنند و بهتر است فاصله زمانی قسمتها بیشتر باشد تا کسان بیشتری هر قسمت را بخوانند و یک نظر هم این است که هر روز نویسی ٬ وبلاگ را فعال نشان می دهد و در دراز مدت یک امتیاز محسوب می شود.

یک نکته دیگر اینکه خیلی دوست دارم مثل یاهو ۳۶۰ برای هر نوشته ام عکس و طرحی مناسب انتخاب کنم و نیز موسیقی زمینه ای برای وبلاگم بگذارم . اما بلد نیستم. اصلا. همین جا از دوستان و مخاطبان خوب آب و آتش می خواهم به این برادرشان لطف کنند و به طور دقیق این راه را به من نشان بدهند.

در هر صورت این قسمت یا به قول بلاگرهای حرفه ای این پست را برای این نوشتم که به نوعی نظرخواهی و نظر سنجی از شما دوستانم دست بزنم و بپرسم :

۱- چگونه می پسندید؟متن را به شیوه ستون فوق الذکر انتخاب کنم یا خودم بنویسم ؟

۲- هر روز باشد یا  هر هفته یا گاه به گاه ؟

۳-نوشتن مقدمه های کوتاه خاطره گونه در اول نوشته ها را چگونه می بینید؟

۴- برای گذاشتن عکس و طرح چه کار باید بکنم ؟ ظاهرا باید فقط از اینترنت انتخاب کنم اما آیا راهی وجود دارد که از هارد بردارم یا نه ؟

۵- برای گذاشتن موسیقی زمینه چی ؟

۶- چگونه می پسندید وبلاگ را برای دل خودم و نظرات خودم اختصاص بدهم ولو اگر طولانی شد یا اینکه به خاطر دل مخاطبانم ٬ خودم را سانسور کنم و خلاصه بنویسم ؟

۷- هر چیز دیگری از راهنمایی و انتقاد و پیشنهاد که به بهتر شدن کار من و البته دوستان و خوانندگان دیگر کمک می کند .

من این قسمت (پست) را برای مدتی نگه می دارم و به روز نمی کنم تا همه فرصت نظردادن داشته باشند.

فکر می کنم نتایج این نظر دهی برای همه جالب و کاربردی باشد.

از اینکه وقت می گذارید و برای این کار همراهی و یاری می کنید پیشاپیش تشکر می کنم .

 

پنجشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٥ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

از مدتها پیش تصمیمم را  برای راه اندازی یک وبلاگ گرفته بودم اما اینکه چرا آن را عملی نمی کردم  به این بر می گشت که می خواستم کارم بی عیب و نقص باشد. برای این کار از یاهو ۳۶۰ درجه شروع کردم و خوشبختانه از شروع کار هم بسیار راضی هستم . بخصوص که تشویقهای دوستان هم مزید بر علت شد . قرار من این بود که به محض برگشتن از سفر حج ، کار را کلید بزنم اما در این مدت که اینجا هستم بخصوص همنشینی با بچه های خوبی مثل حامد حجتی ، محمد خامه یار ،محمد جواد محسن زاده، امین محمدلو و ... که خیلیهایشان خودشان وبلاگ دارند و برخی مثل حامد کاررا در همین سفر کلید زد مرا تشویق کرد که در کار خیر شتاب  و بضاعت ناچیز خودم را تقدیم دوستان خوبم کنم .

ما در اینجا برای حدود یکصد هزار زائر ایرانی حاضر در مراسم هر روز یک نشریه ۱۲ صفحه ای منتشر می کنیم و به همین دسترسی ما به اینترنت در اینجا بخوبی فراهم است . در همین مدت به پیشنهاد حاج آقا هاجری روحانی جوان ، خوشفکر و پر انرژی که مدیریت موسسه فرهنگی - هنری زائر را به عهده دارد ، تصمیم گرفتیم برای روزهای جمعه چهار صفحه به نشریه اضافه کنیم و آن را تقدیم حضرت مهدی موعود امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف-کنیم که نخستین شماره آن را با نام کرشمه جمعه پیش منتشر کردیم .در این شماره  نامه ای را که دو سال پیش به مناسبت میلاد حضرت ، در روزنامه کیهان برای آقا نوشته بودم چاپ کردیم که می خواهم برای حسن آغاز این وبلاگ و تیمن و تبرک به وجود نازنین آقا ، اولین نوشته من در این وبلاگ ، همین نامه باشم .

قراری که با خودم گذاشته ام این است که روال این وبلاگ این گونه باشد که هر شب یک متن - اعم از شعر یا نثر - را از آثار در  خور تامل  با سلیقه خودم و یا پیشنهاد دوستان  برگزینم و هدیه یاران کنم .انجام  این کار  برای من سابقه دارد: حدود ۱۵ سال پیش هم در زمان مدیر مسئولی آقای مهدی نصیری در کیهان - که هر جا هست، سلامت و سبز باشد - چنین ایده ای را به شکل ستونی ثابت به نام گزیده اندیشه ها عملی کردم که  با استقبال خیلی خوب خوانندگان مواجه شد. این ستون تا زمانی  که دبیر سرویس اندیشه های کیهان  بودم سرپا بود!

فکر می کنم در دنیای خلاصه و مفید فعلی ، در زمانه ای که اکثر مردم  کمتر زمانی برای مطالعه پیدا می کنند ، رساندن نوعی خوراک فکری حاضر و آماده بخصوص اگر از کسانی که  تاثیرگذارند  ، چیز بدی نباشد و خیلیها را راضی کند و خشنود نگه دارد.امیدوارم شما دوستان و مخاطبان این وبلاگ هم جزو این خیلیها باشید...

 

سه‌شنبه ٥ دی ۱۳۸٥ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()